فاطمه جان احمدى
25
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
به دست آوردن غذا ، لباس و مسكن معنا كردهاند . برخى ديگر بر اين عقيدهاند كه تمدن محصول تلاش جمعى بشر براى طى كردن مراحل تكامل اجتماعى و رسيدن به مرحله عالى آن يعنى زندگى شهرى است كه با بهرهگيرى از خرد و دانش مىتوان به سوى متمدنشدن گام برداشت . « 1 » بنابراين تعريف اصطلاحى تمدن چنين است : جامعهپذيرى و نظمپذيرى يا برقرارى نظم اجتماعى براى همكارى و تعاون ميان انسانها و زمينهاى براى مقبوليت يك فرهنگ . « 2 » از اين منظر ، تمدن ، زندگى كردن با يكديگر همراه با نظم معنا مىشود كه بر اثر آن خلاقيت فرهنگى امكانپذير مىگردد . « 3 » شكلگيرى تمدن انسان از ابتدايىترين شكل اجتماع ، يعنى چادرنشينى ، بيابانگردى و صحرانوردى - كه به نقل از ابنخلدون ، نظريهپرداز شهير مسلمان اصل و گاهواره اجتماع و تمدن است - « 4 » به يكجانشينى در كنار آب روى آورد و با استقرار در مكانى معين به تدريج اجتماعات بشرى را شكل داد . با ايجاد شهر ، نخستين كانون اجتماع تمدنى بنيان شد و انسان مستعد ، با بهرهگيرى از عقل و دانش ضمن توسعه علم و رفع ضروريات زندگى به درجات بالايى از كمالطلبى ، قانونشناسى و آدابپذيرى اجتماعى نايل آمد . در پى اين تكاپوى مستمر ، نخستين تجلى نظم اجتماعى ( نهادها و ارزشها ) در فضايى محدود پديد آمد و به دنبال آن ضمن يافتن ثبات و استقرار ، بر نظامهاىِ همسان خود نيز تأثير نهاد . « 5 » در چنين شرايطى و البته به تبع اين تغيير ، در درون تمدنها شكل خاصى از تخصصيافتگى نيروى كارِ توسعهيافته به وجود آمد . بنابراين تمدن را مىتوان محصول تلاش جمعى بشر « 6 » دانست كه براى رسيدن به عالىترين
--> ( 1 ) . همان ، ص 213 و 214 . ( 2 ) . جهانگير معينى علمدارى ، موانع نشانهشناختى ، گفتگوى تمدنها ، ص 62 . ( 3 ) . على بيگدلى ، نظريهپردازى انديشمندان غربى در حوزه تمدن ؛ چيستى گفتوگوى تمدنها ، ص 425 . ( 4 ) . بنگريد به : ابن خلدون ، مقدمه ، ج 1 ، ص 229 . ( 5 ) . 1 . Cecilor chard and james webb , world civilization and comparative study , P . 348 . ( 6 ) . جهانگير معينى علمدارى ، موانع نشانهشناختى ، گفتگوى تمدنها ، ص 63 .